فروشگاه تخصصی فروش فایل ها و تحقیقات دانشجویی و قطعه کدهای برنامه نویسی و ویدیو های آموزشی

دسته بندی محصولات

محبوبترین محصولات

اطلاعیه فروشگاه

توجه : به لطف خداوند متعادل و تلاش مضاعف و پشتیبانی خوب فایل سل سایت پارس هم اکنون به رتبه 12 در فایل سل دست پیدا کرده است توجه : دانشجویان و افرادی که قصد خرید دارند و ایمیل ندارند برای خرید میتوانند ایمیل مدیر فروشگاه را به آدرس moradi.infomail@gmail.com وارد کنند و با این ایمیل و شماره تلفن خودتون اقدام به خرید کنید و در صورت مشکل میتوانید با شماره پشتیبانی فروشگاه در تلگرام با شماره 09398634021 ارتباط برقرار کنید

تحقیق درباره منطقه‌ بندي و مجامع موجودات زنده در درياها

تحقیق درباره منطقه‌ بندي و مجامع موجودات زنده در درياها

فرمت فایل : word  (لینک دانلود پایین صفحه) تعداد صفحات 37 صفحه

 

 

 

 

مقدمه :

درياچه‌ها از نظر زيستي و در سطح كلان به دو بخش (ناحيه)، شامل ناحيه آزاد آبها (منطقه Pelagic) و ناحيه بستر (منطقه Benthic) تقسيم مي‌كنند. اين مناطق را به ترتيب مناطق Pelagial و Benthal نيز مي‌نامند. ارگانيزم هايي كه در منطقه پلاژيال زندگي مي‌كنند ارتباطي با كف درياچه نداشته و احياناً اگر هم ارتباطي داشته باشند به‌صورت مقطعي و كوتاه مدت بوده و به‌جز آن دائماً در حال تعليق يا شناوري در آبهاي آزاد هستند. بنابراين محيط زيستي آبهاي آزاد را منطقه Pelagial  مي‌گويند. ساكنان منطقه Benthic عمدتاً در سطح و يا در داخل رسوبات كف به‌سر برده و لذا اين موجودات تماس دائمي با بستر دارند. تقسيم‌بندي فوق يك تقسيم‌بندي كلان و عمده براي آبهاي ساكن بوده، به‌طوريكه در ناحيه مرزي بين اين دو منطقه اشكال حدواسط نيز مشاهده مي‌شود. مثال‌هاي زير بيانگر اين موضوع هستند: 1- لاروهاي بعضي از گونه‌هاي (Diptera- Nematocera) قادرند مهاجرت‌هاي روزانه‌اي را بين رسوبات كف و ناحيه آزاد آبها انجام دهند. اين موجودات در اصل يك موجود Benthic بوده ولي در پاره‌اي از اوقات مي‌تواند به صورت يك موجود پلاژيك زندگي نمايند. مثلاً هنگامي‌كه اكسيژن در منطقه بنتيك كاهش مي‌يابد، موجود خود را از بستر آبها جدا و وارد آبهاي ناحيه پلاژيك كرده و بعد از مدتي سكون در اين ناحيه به جايگاه اصلي خود مراجعت مي‌نمايد و وارد منطقه بنتال مي‌شود.

  • برعكس حالت قبلي در برخي از پاروپايان ديده مي‌شود. اين موجودات غالباً پلاژيك بوده اما مي‌توانند به‌صورت موقت موجوداتي بنتيك گردند. مثلاً در مرحله نوزادي بر سطح ويا داخل رسوبات ديده شده و دوباره بعد از سپري كردن اين مرحله وارد منطقه پلاژيال شوند.
  • همچنين بعضي از ماهيان كه پلانكتون‌خوار بوده و در منطقه پلاژيال ديده مي‌شوند، ولي گاهي قادرند براي تغذيه از موجودات كف، به منطقه ‌Benthic نيز وارد شوند. كاملاً واضح است چنين شرايطي فقط در مراحل اضطراري رخ مي‌دهد. لذا اين ماهيان به‌صورت اختياري توانايي زندگي در منطقه بنتيك را ندارند.
  • نوزاد دوكفه‌ايها غالباً به صورت پلاژيك بوده و سپس با شروع تشكيل صدف‌ها، دوكفه‌اي سنگين‌تر شده و سبب انتقال موجود به منطقه بنتيك مي‌شود (به‌علت سنگيني). بنابراين از نظر مهاجرتي، يك دوكفه‌اي فقط در مرحله نوزادي توانايي مهاجرت را خواهد داشت.
  • در ناحيه مرزي بين اين دو منطقه اشكال حد واسط نيز مشاهده مي‌شوند. مثلاً كلادوسر Polyphemus pediculus در منطقه ليتورال درياچه‌ها زندگي كرده ولي در بخش‌هاي آب‌هاي آزاد، دائماً در تماس با ناحيه كف خودداري مي‌كند.
  • بسياري از كلادوسرها (Cladocera) و پاروپايان پلاژيك (Copepoda) ناحيه آزاد آبهاي ساكن به‌هنگام شب (به‌خصوص در آبگيرها و درياچه‌ها) گرايشي در نزديك شدن به طرف ساحل داشته ولي به‌هنگام صبح و به محض روشن شدن لايه‌هاي سطحي آب، اين ناحيه را ترك مي‌نمايند. اين پديده را فرار از ساحل (Littoral avoidance) مي‌گويند. به عبارت ديگر، نزديك شدن اين موجودات به طرف ساحل در ساعات نيمه‌هاي شب كامل شده (به‌خصوص در فصل تابستان) و به‌هنگام روز، تمام اين موجودات از قسمت ساحلي دور مي شوند. اين وضعيت نشان مي‌هد كه در يك اكوسيستم، مهاجرتي از ناحيه پلاژيال به طرف بخش‌هاي ساحلي وجود داشته كه حداكثر تراكم و تمركز جمعيت آن در ساعات نيمه‌هاي شب مي‌باشد. علت اين‌كه اين موجودات با روشن شدن هوا، نواحي ساحلي را ترك مي‌كنند هنوز مشخص نشده‌است. اين حالت اولين بار توسط فردي به نام Siebeck مشاهده گرديد.

دو منطقه بزرگ Benthic و Pelagic خود از نظر منطقه‌بندي‌هاي زيستي، به مناطق كوچكتري به‌صورت عمودي تقسيم مي‌شوند.

تقسيم‌بندي عمودي منطقهBenthic:

1- بخش ساحلي رسوبات كف (بخش ساحلي بنتال): كه به آن منطقه ليتورال مي‌گويند.

2- بستر قسمتهاي عميق (بخش عمقي بنتال): كه آن را منطقه عميق يا پروفوندال مي‌گويند.

تقسيم‌بندي عمودي منطقه Pelagial:

1- بخش فوقاني پلاژيال را Epiplagic يا Epiplagial مي‌گويند.

2- بخش تحتاني (عميق) پلاژيال را Bathypelagic يا Bathypelagial مي‌گويند.

مرز بين آنها توسط عمق نفوذ نور تعيين مي‌شود. به عبارت ديگر تا جايي كه نور نفوذ نموده در بخش آزاد آبهاي ساكن منطقه Epipelagic و همين عمق در ناحيه بستر درياچه منطقه Littoral ناميده مي‌شود. در زير اين عمق و در جايي كه ديگر نور نفوذ نمي‌كند، در بخش آزاد آبها منطقه‌ي Bathypelagic و در ناحيه‌ي بستر آبها منطقه Profundal ناميده مي‌شود. مرزي كه اين دو ناحيه زيستي را از يكديگر جدا مي‌كند، عمقي است كه در آن ديگر موجودات فتواتوتروف قادر نبوده بيلان مثبت فتوسنتز را نشان دهند. بنابراين سطح اشباع نوري (Light compensation level) بين ناحيه ليتورال و پروفوندال قرار دارد. يعني نور خورشيد ديگر در آن نفوذ نداشته تا گياهان بتوانند به كمك آن عمل فتوسنتز را انجام دهند. اين مرز را اصطلاحاً افق جبران يا سطح تعادل يا لايه بحراني (Compensation depth) مي‌گويند. بنابراين افق جبران جايي است كه در بالاي آن فعاليت‌هاي توليدكنندگي (فتوسنتز) مثبت بوده و به هين دليل اصطلاحاً لايه توليدكننده يا لايه زاينده (Trophogenic zone) تروفوژن ناميده شده كه در اين لايه نور كافي جهت توليدات فتوسنتزي وجود دارد. در اين منطقه توليدات اتوتروفي و هتروتروفي ديده مي‌شود. در زير افق جبران، به علت عدم وجود نور يك لايه‌ي كاملاً مصرف كننده وجود داشته كه هيچ گونه توليدات فتواتوتروفي در آن وجود ندارد. لذا به اين منطقه لايه مصرف كننده يا تاريك (Tropholytic zone) مي‌گويند. در اين منطقه فعاليت‌هاي هتروتروفي ديده مي‌شود.

عمق افق جبران به نوع آب و نوع اكوسيستم بستگي داشته و تابعي از شرايط آب است. به‌طوري كه عمق افق جبران در آبهاي خيلي كدر تا چند سانتي‌متر در نوسان بوده و حداكثر آن هم در درياچه‌ها 40-30 متر (متوسط 35 متر) متغير است. بنابراين عمق لايه جبران يك رقم قراردادي نبوده و در شرايط مختلف متغير است. همچنين از نظر نوري، اين عمق در جايي واقع است كه حداقل يك درصد نور سطحي به آن رسيده باشد. بنابراين افق جبران در فصول مختلف سال و حتي ساعات مختلف شبانه‌روز متغير است. در منطقه افق جبران، مقدار توليد با مقدار مصرف برابر است. بر اين اساس، تقسيم‌بندي ديگري در ناحيه پلاژيال درياها وجود داشته كه بر آن اساس، ناحيه بالايي افق جبران را ناحيه يوفوتيك (Euphotic zone) و عمق ناحيه پلاژيك كه انرژي نوراني به مقدار كافي در آن وجود ندارد را ناحيه بدون نور (Aphotic zone) مي‌گويند. در جمع‌بندي كلي مي‌توان گفت كه منطقه تروفوژن شامل مناطق Littoral و Epipelagial بوده كه در آن فعاليت‌هاي اوتوتروفي و هتروتروفي جريان داشته ولي منطقه تروفوليتيك شامل مناطق Profundal و Bathypelagial بوده كه فقط داراي فعاليت‌هاي هتروتروفي است. در تمام اين طبقه‌بندي‌ها مجامع مختلفي از موجودات زنده وجود داشته كه در هر صورت نمي‌توان مرز مشخصي از هر يك از طبقات را براي آنها مشخص كرد. مثلاً برخي از انگلها به نور كم نياز داشته و يا برخي از باكتري‌ها كه در نواحي كم نور قادرند يك تبادلات مثبت فتوسنتزي را ايجاد نموده و يا برخي از گياهان گلدار زير آب (Phanerogam) كه در ناحيه ليتورال درياچه‌ها وجود داشته و توسعه آنها در اعماق بيشتر توسط فشار هيدروستاتيك محدود مي‌گردد در حالي‌كه نور هيچ اهميتي در پراكنش عمقي آنها در اين منطقه ندارد.

محيط‌هاي بنتيك (Benthic environments)

اين محيط‌ها به دو زيستگاه مشخص ليتورال و پروفوندال تقسيم شده‌اند. منطقه ساحلي يا ليتورال داراي تغييرات روزانه و فصلي از فاكتورهاي فيزيكي وشيميايي بوده در حالي‌كه منطقه پروفوندال داراي تغييرات خاص و چشمگيري نبوده و لذا يك منطقه يك شكل (به‌جز در فصل تابستان كه ميزان اكسيژن در درياچه‌هاي مزوتروف و يوتروف كاهش شديدي را در اين منطقه نشان مي‌دهد) محسوب مي‌شود.


اشتراک بگذارید:


پرداخت اینترنتی - دانلود سریع - اطمینان از خرید

پرداخت هزینه و دریافت فایل

مبلغ قابل پرداخت 11,000 تومان
عملیات پرداخت با همکاری بانک انجام می شود

درصورتیکه برای خرید اینترنتی نیاز به راهنمایی دارید اینجا کلیک کنید


فایل هایی که پس از پرداخت می توانید دانلود کنید

نام فایلحجم فایل
mojodat-zende-darya_733070_1419.zip1.6 MB





نظرسنجی

کدام نوع از فایل های زیر مورد نیاز شماست