فروشگاه تخصصی فروش فایل ها و تحقیقات دانشجویی و قطعه کدهای برنامه نویسی و ویدیو های آموزشی

دسته بندی محصولات

محبوبترین محصولات

اطلاعیه فروشگاه

توجه : به لطف خداوند متعادل و تلاش مضاعف و پشتیبانی خوب فایل سل سایت پارس هم اکنون به رتبه 10 در فایل سل دست پیدا کرده است توجه : دانشجویان و افرادی که قصد خرید دارند و ایمیل ندارند برای خرید میتوانند ایمیل مدیر فروشگاه را به آدرس moradi.infomail@gmail.com وارد کنند و با این ایمیل و شماره تلفن خودتون اقدام به خرید کنید و در صورت مشکل میتوانید با شماره پشتیبانی فروشگاه در تلگرام با شماره 09398634021 ارتباط برقرار کنید

مقاله درباره روایات و حکایاتی از اسلام و دین

مقاله درباره روایات و حکایاتی از اسلام و دین

فرمت فایل : WORD (لینک دانلود پایین صفحه) تعداد صفحات 113 صفحه

 

 

 

 

ذكر گويندگان اين سخن

از هشام روايت كرده اند كه پيمبر خدا چهل و سه ساله بود كه وحي بدو رسيد.

و هم از سعيد بن مسيب روايتي به اين مضمون هست.

سخن از روز و ماه بعثت پيمبر خدا

ابوجعفر گويد: روايت درست است كه درباره روزه روز دوشنبه از پيمبر پرسيدند وفرمود: « من به روز دوشنبه متولد شدم و به روز دوشنبه مبعوث شدم و وحي به سوي من آمد.»

گويد: در اين باب خلاف نيست، اما اختلاف هست، كه كدام دوشنبه ماه بود، بعضي ها گفته اند: آغاز نزول قرآن بر پيمبر خدا هيجدهم ماه رمضان بود، و از عبدالله بن زيد جرمي روايتي به اين مضمون هست.

بعضي ديگر گفته اند نزول قرن در بيست و چهارم رمضان بود، و از ابي جلد روايتي به اين معني هست.

بعضي ديگر گفته اند نزول قرآن در هفدهم رمضان بود و گفتار خدا عزوجل را شاهد اين سخن آورده اند كه فرمود:

« و ما انزلنا علي عبدنا يوم الفرقان يوم التقي الجمعان»

يعني (اگر به خدا) و آنچه روز فيصل كار، روز تلاقي دو گروه، بر بنده خويش نازل كرده ايم ايمان آورده ايد (چنين كنيد) و روز تلاقي پيمبر خدا با مشركان در بدر روز هفدهم رمضان بود.

ابوجعفر گويد: «پيمبرخدا صلي الله عليه و سلم از آن پيش كه جبريل بر او ظاهر شود و رسالت خداي بيارد آثار و نشانه هايي مي ديد، از آن جمله حكايتي بود كه از پيش درباره دو فرشته نقل كردم كه شكم وي را شكافتند و غش و ناپاكي از آن درآوردند و ديگر آنكه به هر راهي مي گذشت درخت و سنگ بر او سلام مي كرد.

از بره دختر ابي تجراه روايت كرده اند كه وقتي خداوند عزوجل مي خواست پيمبر خويش را رسالت دهد، وقي به حاجت مي شد چندان دور مي رفت كه خانه اي نباشد و به دره ها مي شد و به هر سنگ و درختي كه مي گذشت بدو مي گفت: «السلام عليك يا رسول الله» و به چپ و راست و پشت سر مي نگريست و كسي را نمي ديد.

ابوجعفر گويد: و امت ها از مبعث وي سخن مي كردند و عالمان هر امت از آن خبر مي‌دادند.

عامر بن ربيعه گويد: از زيدبن عمروبن نفيل شنيدم كه مي گفت: «من در انتظار پيمبري از فرزندان اسماعيل و از اعقاب عبدالمطلب هستم و بيم دارم به زمان او نرسم اما به او ايمان دارم و تصديق او مي كنم و بر پيمبريش شهادت مي دهم، اگر عمرت دراز بود و او را ديدي سلام مرا به او برسان، اينك وصف او با تو بگويم تا بر تو مخفي نماند.»

گفتم: «بگو»

گفت: «وي نه كوتاه است نه بلند، نه پر موي و نه كم موي و پيوسته در ديده او سرخي‌اي هست و خاتم نبوت ميان دو بازوي اوست و نامش احمد است و در اين شهر متولد مي شود، آنگاه قومش او را بيرون مي كنند و دين وي را خوش ندارند تا به يثرب مهاجرت كند و كارش بالا گيرد، مبادا از او غفلت كني كه من به طلب دين ابراهيم همه ولايت ها را بگشتم و از يهودان و نصاري و مجوس پرسيدم و همه گفتند اين دين پس از اين خواهد بود و و صف وي را چنين آوردند و گفتند: جز او پيمبري نمانده است.»

عامر گويد: وقتي مسلمان شدم گفتار زيدبن عمرو را با پيمبر بگفتم و سلام او را رسانيدم و پيمبرخدا صلي الله عليه و سلم جواب وي بداد و براي او طلب رحمت كرد و گفت: «او را در بهشت ديدم كه دنباله ها مي كشيد.»

عبدالله بن كعب وابسته عثمان گويد يك روز كه عمبر بن خطاب در مسجد پيمبر خدا نشسته بود، عربي وارد مسجد شد و سراغ عمر را گرفت و چون عمر او را بديد گفت: «اين مرد همچنان مشرك است، و در جاهليت كاهن بوده است.»

عرب به عمر سلام كرد و بنشست و عمر بدو گفت: «آيا مسلمان شده اي؟»

گفت: «آري.»

عمر گفت: «آيا در جاهليت كاهي بوده اي.»

عرب گفت: «سبحان الله، سخني مي گويي كه از هنگام خلافت به هيچ يك از رعيت خويش نگفته اي.»

عمر گفت: « ما در جاهليت بدتر اين بوديم، بت مي پرستيديم، تا خداوند ما را به وسيله اسلام گرامي داشت.»

عرب گفت: «آري اي امير مؤمنان من در جاهليت كاهن بودم.»

عمر گفت: «به ما بگو عجيب ترين خبري كه شيطانت برايت آورد چه بود؟»

عرب گفت: «شيطانم يك ماه يا يكسال پيش از اسلام آمد و گفت مگر نمي بيي كه كار جنيان دگرگون شده.»

عمر گفت: «مردم نيز چنين مي گفتند، به خدا من با گروهي از قرشيان به نزد بتي از بتان جاهليت بوديم كه يكي از عربان گوساله اي براي آن قرباني كرده بود و منتظر بوديم كه گوساله را بر ما تقسيم كنند و از دل آن صدايي شنيدم كه هرگز صدايي نافذتر از آن نشنيده بودم و اين يك ماه يا يكسال پيش از ظهور اسلام بود كه مي گفت: «اي ذريح، كاري موفقيت آميز است» و يكي فرياد زند و گويد: «لااله الاالله».

جبيربن مطعم گويد: در بوانه به نزد بتي نشسته بوديم و اين يكماه پيش از بعثت پيمبر خدا بود و شتري كشته بوديم كه يك بانگ زد: عجب را بشنويد كه استراق وحي برفت و شهاب سوي ما اندازند و اين به سبب پيمبري است كه در مكه آيد و نامش احمد است و هجرتگاه او يثرب است. گويد: و ما دست بداشتيم و پيمبر خداي صلي الله عليه و سلم ظهور كرد.


اشتراک بگذارید:


پرداخت اینترنتی - دانلود سریع - اطمینان از خرید

پرداخت هزینه و دریافت فایل

مبلغ قابل پرداخت 8,000 تومان

درصورتیکه برای خرید اینترنتی نیاز به راهنمایی دارید اینجا کلیک کنید


فایل هایی که پس از پرداخت می توانید دانلود کنید

نام فایلحجم فایل
780_775464_6784.zip54.9k





ویدئو آموزشی کسب درآمد میلیونی با بازاریابی فایل در وردپرس(آموزش توسط رتبه 10 فایل سل)

ویدئو آموزشی کسب درآمد میلیونی با بازاریابی فایل در وردپرس(آموزش توسط رتبه 10 فایل سل) فرمت فایل : MPG- نوع فایل (ویدئو-قابل نمایش روی کامپیوتر و رسانه های دیجیتال)   تعداد فایل ها : 3 فایل ویدیویی(3 بخش)   کیفیت فایل ها : عالی(Full Hd)   حجم فایل های ویدیویی : 230 مگابایت    توضیح محصول : این ویدئو بطور کامل بازاریابی فایل توسط وردپرس را معرفی و آموزش داده است مدرس این ویدئو مدیر فروشگاه پارس است که دارای رتبه کل 10 در فایل سل و رتبه یک فروش در ...

توضیحات بیشتر - دانلود 49,000 تومان

نظرسنجی

کدام نوع از فایل های زیر مورد نیاز شماست