فروشگاه تخصصی دانشجویی پارس

فروشگاه تخصصی فروش فایل ها و تحقیقات دانشجویی و قطعه کدهای برنامه نویسی و ویدیو های آموزشی

اطلاعیه فروشگاه

توجه : به لطف خداوند متعادل و تلاش مضاعف و پشتیبانی خوب فایل سل سایت پارس هم اکنون به رتبه 1 در فایل سل دست پیدا کرده است توجه : دانشجویان و افرادی که قصد خرید دارند و ایمیل ندارند برای خرید میتوانند ایمیل مدیر فروشگاه را به آدرس moradi.infomail@gmail.com وارد کنند و با این ایمیل و شماره تلفن خودتون اقدام به خرید کنید و در صورت مشکل میتوانید با شماره پشتیبانی فروشگاه در تلگرام با شماره 09398634021 ارتباط برقرار کنید

تحقیق در مورد بررسي علل و عوامل طلاق در شهرستان قوچان

تحقیق در مورد بررسي علل و عوامل طلاق در شهرستان قوچان

فرمت فایل:ٌword(قابل ویرایش)تعداد14صحفه

 

 

 

چكيده :

        وقتي كه جغد طلاق بر آستانه ي خانه اي نشست و غبار غربت و تنهايي فضاي غمگين آشيانه اي را در خود گرفت، جوجه هاي بي پناه و سرگردان در جستجوي پدر و مادر خويش پرپر مي زنند. گاه در دامن مادر مي آويزند تا لانه را رها نكند و گاه پدر را صدا مي زنند تا براي هميشه تركشان نگويد، زيرا آنان هنوز در آستانه ي پروازند، هنوز دهان گرسنگي خود را براي غذاي محبّت والدين گشوده اند، هنوز گرماي تن مادر را مي طلبند تا بال و پر بگشايند و در آسمان پاك و صاف خوشبختي اوج گيرند و زمزمة صدايشان دشت سرسبز زندگيشان را پراكند، ولي اكنون اين جغد طلاق است كه بر سرشان فرود آمده و كابوس غربت و اندوه بر چشمان منتظرشان نشسته است. اينك پدر يا مادر كداميك پرواز را تا انتها به آنان خواهند آموخت؟ كداميك بال نوازش بر سر اين جوجگان بي پناه خواهد گسترد؟ كداميك فروغ محبّت را به لانه ي تاريك هدايت خواهد كرد؟ و اينها پرسشهايي است كه كودك در جستجوي پاسخ آنان است.

او قانون نمي داند، او تنها مي خواهد به يك اندازه با هر دوتاي پدر و مادر باشد و از رنج بي پدري يا بي مادري به يك ميزان افسرده و نگران است.

مقدمه

فراموش نكنيم كه طلاق يك فاجعه است امّا اگر تنها راه حل موجود باشد وظيفه داريم اثرات مخرب آنرا به حداقل برسانيم. كودكان قربانيان بلافصل طلاق والدين خويشند. اگر نتوانستيم فضاي مطلوب و شادي بخش خانوادگي را برايشان فراهم كنيم دست كم بايد بياموزيم كه چگونه آنها را از صدمات ناشي از طلاق تا حد امكان در امان داريم.

طلاق يكي از غامض ترين پديده هاي اجتماعي عصر ما را از ديدگاه كساني كه بيش از همه آنها لطمه مي بينند بررسي مي كند. پديدة طلاق (راه حل) رايج و قانوني، عدم سازش زن و شوهر، فروريختن ساختمان خانواده، قطع پيوند زناشويي و اختلاف ارتباط پدرو مادر با فرزند، توجه اصلي به پيامدهاي طلاق و اثرات روحي، عاطفي، اجتماعي و اقتصادي آن بر فرزند است و در كنار آن به علل و موجبات طلاق اشاره ي كوتاهي كرده، سابقه ي طلاق به 20 قرن مي رسد. مذاهب عمده همانگونه كه در زمينه ي ازدواج و روابط زن و مرد رهنمودها و معيارهايي مقرّر كرده اند به امكان قطع اين رابطه و نحوه ي آن نيز پرداخته اند امّا فقط در چند دهه ي اخير است كه طلاق به عنوان يك مسأله ي جدي اجتماع مطرح است.

من با طرح اين مسأله و تحقيق در اين مورد و با بيان اينكه طلاق بلاي خانمان سوز است در صدد بررسي علل و عوامل اصلي اين پديده ي شوم برآمدم تا خوانندگان اين تحقيق اين مسأله را جدّي تر گرفته و راهكارهاي آنرا براي زندگي خود در نظر گيرند تا بتوانند خود را از دام اين بلا برهانند.

كلمات كليدي :  طلاق – خانواده – جامعه- دانش آموزان – اثرات و عواقب طلاق

بيان مسئله: طلاق

طلاق در لغت به معني گشودن گره و رها كردن است. در فقه اسلامي در تعريف طلاق گفته اند: طلاق عبارتست از زائل كردن قيد ازدواج با لفظ مخصوص. (صفائي، امامي، 1372، ص 259).

در حقوق امروز ايران طلاق ممكن است به حكم دادگاه يا بدون آن واقع شود و در تعريف آن مي توان گفت: طلاق عبارتست از انحلال نكاح دائم با شرايط و تشريفات خاص از جانب مرد يا نماينده ي قانوني او. بنابراين طلاق ويژه ي نكاح دائم است و انحلال نكاح منقطع از طريق بذل يا انقضاءِ مدت صورت مي گيرد. ماده ي 1139 قانون مدني در اين باره مي گويد: «طلاق مخصوص عقد دائم است وزن منقطعه با انقضاء مدّت يا بذل آن از طرف شوهر از زوجيت خارج مي شود. (همان، صص 259-260)

زن يك وقت زن زندگي نيست و تحمّل او براي مرد بسيار مشكل، يا مرد مردي است كه در ضمن عقد شرايطي را با زن امضاء كرده كه در صورت عملي نشدن آن شرايط زن حق طلاق داشته باشد و يا بالعكس. در اين وقت فقط بايد با آرامي و آرامش و بدون آلوده شدن به معصيت، طلاق صورت بگيرد، نه اينكه منجر به جار و جنجال و دعوا و كشيده شدن پاي دو خانواده به معركه و تحقّق همه گونه معصيت حق و آبروريزي براي دو خانوادة آبرودار شود. (انصاريان، 1375، صص 533-534).

 

اثرات و عوارض طلاق:

با اينكه طلاق به حكم ضرورت براي اجتناب از مخاطراتي پذيرفته شده است، مع هذا چون از عوامل گسيختگي و پاشيدگي كانون خانواده است، به ناچار عواقب اجتماعي آنرا بايد انتظار داشت، زيرا طلاق در نظر جرم شناسان در واقع از عوامل جرم زا محسوب مي شود، ميزان طلاق را در يك جامعه مي توان به مثابة معيار عدم ثبات و تزلزل اجتماعي تلقي كرد، از نظر جرم شناسان نتايج وخيم طلاق را بايد به اين شرح بررسي نمود:

1- اثر طلاق در مردان و زنان كه فاقد فرزند هستند.

2- اثر طلاق در فرزندان.

3- زيانهاي اجتماعي طلاق

در مردان اثرات طلاق اين است كه آنان را افرادي غيرمتعهّد بار مي آورد. آمار جنايي نشان مي دهد كه تعداد اين افراد غيرمتعهّد در ميان زندانيان قابل ملاحظه است.

اثر طلاق در زنان بخصوص آنهايي كه پناهگاهي ندارند و فاقد استقلال اقتصادي هستند، سخت خطرناك است، زنان مطلقه خيلي دير به خانه ي بخت دوم پاي مي گذارند واي بسا كه اين اميد هرگز جامه ي عمل نپوشد و احتمالاً راه را براي انحراف و سقوط آنان بگشايد.

اثر طلاق در فرزندان متعلّق به كانون از هم پاشيده بسيار شديد است و عقده هايي غيرقابل تحمّل و توأم با نفرت در آنان بوجود مي آورد كه شديدتر از وضع يتيمي است.  (مهديخان، 1382، ص 78).

آثار اجتماعي طلاق

انسان به خاطر اين زاده شده است كه سعادتمند باشد؛ آمده است تا ديگران را خوشبخت سازد. خودخواهي همسري را كه براي آسودگي خود مايل به انحلال خانواده است، تكليف او را در تأمين سعادت همسر و فرزندان محدود مي كند.

در برابر حقّي كه او براي تأمين آسايش خود دارد، فرزندان او نيز حق دارند كه آسوده به سر برند. مسئول زندگي و تأمين سعادت كودكان و خانواده ي او است و اين تكليف بايد بر هوس ها و مقدّم داشته شود.

كودكي كه به خاطر جدايي پدر و مادر ناچار است تا يكي از اين دو محبّت را از دل بيرون كند در واقع نيمي از دنياي خود را تمام شده مي داند. بيشتر اين كودكان از داشتن مربّي دلسوز محروم مي مانند و آمار نشان مي دهد كه پدر و مادر 70 درصد از جوانان مجرم از هم جدا شده بوده اند. كدورتهاي خانوادگي، اگر ناپايدار و به قصد بر هم زدن پيوند زناشويي نباشد، هميشه قابل جبران است، ولي انحلال خانواده دري است كه به هيچ دارويي درمان نمي شود.

عوامل موثر بر طلاق:

وقتي دختر و پسري در جواني با داشتن عشق فراوان نسبت به يكديگر با بستن عقد ازدواج، كانوني گرم به نام خانواده را تشكيل مي دهند، هيچگاه تصوّر نمي كنند كه روزي ممكن است مشكلات زندگي چنان بر آنها غلبه كند و شرايطي بر آنها تحميل شود كه باعث شود در خطر است طلاق داده و زندگي عاشقانه ي خود را به پايان برساند. چه اتّفاقي پيش مي آيد كه تمام آرزوهاي دو نفر از هم مي گسلد و زندگي آنها قبل از موعد خود مي پاشد. در اين تحقيق به اين موضوع مي پردازيم.

به گفته ي كارشناسان ازدواج هايي كه در آنها هماهنگي بيشتري ميان زوجين وجود دارد موفق ترند و كمتر به طلاق مي انجامند. تشابهاتي مانند طبقة اجتماعي، سطح تحصيلات، سطح هوش، هم نژاد بودن، دين مشابه داشتن، هم زبان بودن و... يك ازدواج موفّق را رقم مي زند.

تفاوت طبقاتي يكي از عواملي است كه با امكانات اجتماعي؛ معمولاً ديدگاه هاي مختلفي را به وجود مي آورد. البته اگر دو نفر، آن اندازه از آگاهي لازم برخوردار باشند كه اين تفاوتها را به رسميت بشناسند ازدواجشان معني ندارد.

 

راه حل مسئله

اگر به نظر مي رسد كه خانواده ي همسرتان، تقاضاهايي بيش از سهم واقعي شان در مورد تصميم گيري، توجّه يا پول دارند يا احترامي را كه حق شماست به شما نمي گذارند و با اين كار دارند ازدواج شما را خراب مي كنند، مؤثرترين استراتژي اين است كه از ميدان مبارزه عقب نشيني كنيد.

احترام به والدين همسرتان در جشن هاي تولّد و تعطيلات، امري ضروري است امّا شما ناچار نيستيد آنها را دوست داشته باشيد و يا تحسينشان كنيد يا با آنها رقابت كنيد. اگر دوست داريد وقت بيشتري را با همسرتان بگذرانيد، اين موضوع را به او بگوييد امّا حرفي راجع به زماني كه او آزادانه با برادرش مي گذراند نزنيد. اگر از دست پدرشوهر عيب جوي خود عصبي هستيد، از او فاصله بگيريد امّا اصرار نداشته باشيد كه شوهرتان طرف شما را بگيرد. اگر برادر شوهرتان بي خبر به خانه ي شما مي آيد به او بگوييد لازم است قبل از آمدن تلفن بزند امّا از شوهرتان نخواهيد كه عذري از جانب شما بياورد.

اهميت از لحاظ علمي:

طلاق در بسياري از موارد ضروري است و زوجين ناگزير به قبول اين امر هستند. ولي در اغلب موارد جداييها در نتيجه ي توقّعات بيجاي احساسي، اقتصادي و عاطفي زوجين از ديگر، سوءِ ظن و بدبيني بي مورد، نداشتن صبر و گذشت در زندگي، حسادت بيش از حد زن و شوهر، پرخاشگري و تند خويي زن يا مرد و غرور و خودخواهي بي مورد صورت مي گيرد. بديهي است درگيريهاي خانوادگي و مشاجره هاي پدر و مادر در حضور فرزندان تأثيرات روحي شديدي بر كودكان و نوجوانان ناظر بر صحنه مي گذارد و در رفتارهاي پرخاشگرانة كودكان و نوجوانان اثر مزمن بر جاي خواهد گذاشت.

آنچه از پژوهش ها در امر طلاق بر مي آيد اين است كه دختران خانواده هاي تك سرپرست يعني آنها كه فقط با پدر يا مادر به سر مي برند در معرض عوارض نامطلوبي چون انحرافات، ازدواج زودرس، فرار از خانه و ترك تحصيل قرار دارند. اين امر در مورد گروه هاي اجتماعي و طبقاتي نيز صدق مي كند.  (شمس مستوفي، 1376، صص 98-101).

اهميت تحقيق از لحاظ اجتماعي:

انسان به خاطر اين زاده نشده است كه سعادتمند باشد؛ آمده است تا ديگران را خوشبخت سازد. خودخواهي همسري را كه براي آسودگي خود مايل به انحلال خانواده است، تكليف او در تأمين سعادت همسر و فرزندان محدود مي كند.

در برابر حقّي كه او براي تأمين آسايش خود دارد، فرزندان او نيز حق دارند كه آسوده به سر برند. مسئول زندگي و تأمين سعادت كودكان و خانواده او است و اين تكليف بايد بر هوس ها مقدّم داشته شود. (كاتوزيان، 1376، صص 312، 314).

اهميت تحقيق از لحاظ شخصي:

به نظر من طلاق فاجعه اي است كه كانون محبّت خانواده را از هم مي پاشد و پدر و مادر را از هم جدا مي كند كه اين براي آينده ي فرزندان بسيار خطرناك است چه بسا كه فرزندان به انحراف ممكن است كشيده شوند و آينده ي آنها رو به تباهي رود.

من به اين دليل اين موضوع را انتخاب كردم كه نه تنها خودم تجربه ي بسيار از اين تحقيق كسب كنم بلكه كساني هم كه اين تحقيق را مطالعه مي كنند خود را با اين پديده آشنا سازند تا در آينده دچار مشكل نشوند و با خواندن اين كار به آنها كمك شود تا به خوشبختي برسند و با ديد باز زندگي آينده خود را شروع كنند.

تحقيقاتي از اين قبيل به خواننده كمك مي كند تا در مورد آينده ي خود بيشتر بيانديشند تا با مشكلات كمتري مواجه شوند، با خواندن اين تحقيق ياد مي گيرند كه چگونه زندگي كنند و چه برخوردي در زندگي خود با خانواده و فرزندان خود داشته باشند و همسر خود را با ديد باز و آگاهي كامل از شرايط او انتخاب نمايند تا با مشكلاتي از قبيل طلاق مواجه نشوند، زيرا طلاق فاجعه اي است كه خانواده را از هم مي پاشد، همسران را از هم جدا كرده و باعث آوارگي فرزندان مي شود، پس بايد با در نظر گرفتن تمامي مسائلي كه بوجود مي آيد بايد در راه ادامه ي زندگي خويش بكوشيم تا با مشكلات كمتري برخورد كنيم. (كاتوزيان، 1376، صص 315، 318).

 

ضرورت تحقيق:

يكي از آفات زندگي اجتماعي و نظام خانواده مشكل طلاق است. طلاق بريدن پيوند مقدّسي است كه همراه با هزاران اميد و آرزو شكل گرفته است. طلاق نشان عدم دقّت در انتخاب و يا سقوط اخلاقي يكي از طرفين اصلي زندگي خانوادگي و گاه مرگ ارزشهاست در كانون همسري است.

بررسي مسأله ي طلاق از ديدگاه هاي گوناگون مي تواند در كاهش اين بلاي اجتماعي مؤثر باشد و از اينرو مسأله ي بريدن پيوند ازدواج همواره مورد توجّه انديشمندان و حقوقدانان و مربيان جامعه بوده و دلسوزان و مصلحان را به تلاشهاي فرهنگي و اجتماعي براي جلوگيري از گسترش و افزايش اين آفت همدليها واداشته است.

اهداف تحقيق:

به خاطر داشتن اين نكته مهم است كه زن و شوهر به عنوان يك بزرگسال موقعيت را تجربه مي كنند و مي فهمند در حالي كه فرزندان آن را به طور متفاوتي مي بينند و تجربه مي كنند.

بچّه ها صرفنظر از سنّشان، توانايي محدودي براي فهميدن آنچه در جريان طلاق روي مي دهد، آنچه را كه احساس مي كنند و سئوالاتي كه در اين زمينه برايشان پيش مي آيد، دارند، ولي اين مسئله آنان را از تلاش در ترسيم «تصويري بزرگ از اين واقعه» باز نمي دارد. كودكان كوچكتر هم از نگاه خودشان مسائل را مي بينند، يعني خودشان را علّت رويدادها مي دانند. به همين دليل است كه بچه هاي كوچكتر، به خاطر جدايي و طلاق والدينشان، غالباً خود را سرزنش مي كنند يا دلايل خيالي اختراع مي كنند...

چون كودكان حس «خويشتن» را در وهله ي اول با مشاهده ي والدين و تعامل آنها فرا مي گيرند و مي سازند؛ بنابراين كودكاني كه شاهد بحث هاي والدينشان بوده اند غالباً آنرا به گونه اي تجربه مي كنند كه گويي شخصاً در آن درگير بوده اند. بچّه هاي كودك نمي توانند خود را از والدينشان جدا نمايند. از همه بدتر آنكه، براي بچه ها فهميدن اين مسأله بسيار دشوار است كه چرا دو نفر از مهمترين افراد زندگيشان كه براي امنيت و بقا به آنها متكّي هستند، نمي توانند با هم باشند. درست به همين دليل است كه به خواهران و برادران يا دوستانشان مي گويند كه نخواهند گذاشت مادر يا پدر آنان را تنها بگذرانند. چرا مامان يا بابا فقط به خاطر اينكه با هم بحث كرده اند از پيش آنها بروند؟ بچه ها نمي فهمند كه چرا يك مباحثه باعث مي شود كه والدينشان يكديگر را ترك كنند و بروند.

وقتي والدين پيوسته بحث و جدل مي كنند، بچه هايشان در ميان اين درگيري سرگردان مي مانند كه چگونه رفتار مي كنند و جانب كداميك را بگيرند و يا به چه طريق هر دو را راضي نگه دارند. البته اين براي يك كودك بار بسيار سنگيني است. (قديري، 1382، صص 27-29).

هدف كلّي:

هدف كلّي اين پژوهش بررسي عوامل اجتماعي و اقتصادي موثّر بر طلاق در شهرستان نيشابور است. از آنجايي كه يكي از آفات زندگي اجتماعي و نظام خانواده مشكل طلاق است به همين منظور مسأله ي طلاق و شناخت عوامل موثر بر آن باعث خواهد شد كه عوامل اصلي را شناخته و بتوان راه حل و پيشنهاداتي در اين زمينه ارائه داد تا در رفع اين بلاي شوم كه در رأس آن فرزندان را تحت تأثير قرار مي دهد و موجب لطمات روحي و رواني بر آنها مي شود و آثار و نتايج وخيمي را وجود دارد رفع كرد.

فصل دوم: مباني نظري و پيشينه ي تحقيق

مباني نظري:

درباره ي طلاق عقايد و نظرهاي مختلفي ابراز شده است. عدّه اي آنرا زيانبخش و خطرناک دانسته و به طور کلّي محکوم کرده اند و دسته اي از لزوم آن در اجتماع جانبداري نموده اند.

مخالفين طلاق مي گويند: طلاق مخالف طبيعت ازدواج است، چه ازدواج پيمان همکاري و زندگي مشترک مادام الحيات مي باشد و پيوند زناشويي که يک پيوند دائمي است نبايد با طلاق گسسته شود؛ طلاق براي اطفال زيان بخش است و آنان را دچار سرنوشت اسف باري خواهد کرد؛ آمار نشان مي دهد که بسياري از اطفال بزهکار کساني هستند که پدر و مادرشان بر اثر طلاق از هم جدا شده اند؛ طلاق روابط نامشروع زن يا شوهر را ترويج مي کند، چه زن يا شوهري که با ديگري رابطه نامشروع دارد با ادامه گسترش اين روابط اميدوار است که روزي بتواند از همسرش جدا شود و با عاشق يا معشوق خود خانواده ديگري تشکيل دهد.

موافقين طلاق به ضرورت آن در پاره اي موارد استناد مي کنند: گاهي اتفاق مي افتد که بين زن و شوهر هيچگونه هماهنگي و توافق اخلاقي وجود ندارد؛ ممکن است يکي از زوجين بدکار و يا جاني و شرير باشد؛ ممکن است بر اثر پاره اي امراض صعب العلاج يا بعضي اعتيادات مضر، يا در نتيجه سوء معاشرت زن يا مرد، ادامه ي زندگي زناشويي ممکن نباشد؛ آيا در اين گونه موارد زن و مرد بايد يک عمر در رنج و سختي و بدبختي به سر برند و به زندگي رنج افزاي زناشويي ادامه دهند؟ آيا بهتر نيست که اين پيوند نامناسب گسسته شود تا هر يک از زن و مرد سعادت خود را با تشکيل خانواده ي ديگري باز يابند؟ هرگاه زن و شوهر هميشه اختلاف و نزاع داشته باشند، نه تنها زندگي براي خود آنها جهنّمي توان فرسا خواهد بود، بلکه فرزندان آنان نيز از زندگي در چنين خانواده اي رنج خواهند برد. چنين خانواده اي نمي تواندکانوني دلپذيرومناسب براي فرزندان خود باشدواطفال دراينگونه خانواده ترتيبي به سزا نخواهند يافت مجنون يا عقيم بودن زن يا شوهر نيز به اعتقاد بعضي مي تواند طلاق را توجيه کند.(صفائي، امامي،1372،ص 261).

در حالي که مذهب کاتوليک طلاق را ممنوع مي دارد، پروتستان ها و ارتدکس ها آنرا پذيرفته اند چندان که بحث درباره ي منع و اباحه ي طلاق در فرانسه به صورت يک مسأله ي سياسي درآمده است؛ مسأله اي که کاتوليک ها و کليسا، همچون حزبي سياسي، با آن مبارزه مي کنند.

در اسلام، با همه ي توصيه هايي که در آن نسبت به حفظ خانواده و احتراز از طلاق شده است، از نظر حقوقي مرد مي تواند هرگاه بخواهد زن خود را طلاق دهد و زن نيز اختيار دارد تا در موارد خاص از دادگاه درخواست طلاق کند.

اميل دورکهيم، پدر جامعه شناسي علمي، در کاوشهايي که براي يافتن علل خودکشي و راه پيش گيري از آن کرده به اين نتيجه رسيد که نکاح اثر بسيار مطلوبي در لجام زدن به هوسهاي اشخاص دارد و مرز اخلاقي مفيدي براي آنهاست، ولي، به همان اندازه که انحلال نکاح آسانتر شود، از اثر آن نيز کاسته مي شود.

به نظر اين گروه، دلايلي که براي لزوم پيش بيني طلاق گفته شده مبالغه آميز و نادرست است: اگر اشخاص، غافل از ديگران، تنها در پي سعادت خود باشند، اجتماع هرگز روي سعادت و آسايش را نمي بيند. (کاتوزيان، 1378، صص 311-312).

طلاق از ديدگاه اسلام:

در حقوق اسلام، مرد مي تواند هرگاه بخواهد زن خود را طلاق دهد. زن نيز حق دارد در موارد خاص مانند غيبت طولاني و بي خبر شوهر و استنکاف و عجز او از دادن نفقه، از دادگاه بخواهد. به اضافه زن يا شوهر مي تواند به دليل عيب يا تدليس همسر خود نکاح را فسخ کند. يعني موارد انحلال نکاح درسد مانند وضعي است که قانون مدني پيش از وضع قانون حمايت خانواده داشت.

شايد در بادي امر چنين به نظر آيد که در جامعه ي اسلامي خانواده بنيان محکمي ندارد و کانوني است براي دفع شهوت و ارضاي خودخواهي هاي مرد زيرا اوست که زن را به همسري انتخاب مي کند و هرگاه نخواست رهايش مي سازد. ولي اين توهم نابه جاست. حقوق هيچ ملّتي را جداي از عادت و رسوم و اخلاق حاکم بر آن نمي توان به درستي فهميد. در ميان همه ي اقوام تجاوز به قانون و سوء استفاده از ظواهر آن کم و بيش وجود دارد. مسلمين نيز مصون از خطا نيستند ولي مسلمان در رها کردن همسر آزاد و خودسر نيست و حفظ خانواده نيز از نظر شارع اسلام دور نمانده است.

بايد اعتراف کرد که نظام اسلامي خانواده در اجتماعي نتايج دلخواه را به بار مي آورد که مردم به اخلاق مذهبي معتقد باشند و اساس آن بر مبناي اسلامي استوار باشد. اگر اخلاق مذهبي از احکام طلاق جدا شود، سوء استفاده ها و زورگويي ها نيز آغاز مي شود و اين است دليل اصلي شکاياتي که پيش از قانون حمايت خانواده، از گوشه و کنار در باب احکام قانون مدني به گوش مي رسيد. (کاتوزيان، 1378، صص 306-308).

طلاق از ديدگاه قرآن:

اگر زن و مرد بتوانند بدون دخالت دادن ديگران مشکل خود را حل کنند و علّت يا علل جدايي را از ميانه بردارند چه بهتر اگر نتوانند، يک نفر انسان باوقار و با حوصله و تيزبين و متدين از جانب خانواده ي مرد و يک نفر از جانب خاندان زن جلسه اي تشکيل دهند، باشد که کار به طلاق نرسد. (انصاريان، 1375، ص 538).

«وَ إِن خِفتُم شِقاقَ بَينِهِما فَابعَثوا حَکَماً مِن اَهلِهَ  وَ حَکَماً مِن اَهلِها اِن يريدآ اِصلاحاً يوَفِّقِ اللهُ بَينَهُمآ إنَّ اللهَ کانَ عليماً خَبيراً»

(چنانکه بيم آن داريد که نزاع و خلاف سخت بين آنها «ميان زن و شوهر» پديد آيد از طرف کسان مرد و کسان زن داوري برگزينند که اگر مقصود اصلاح داشته باشند خدا ايشان را بر آن موفقيت ببخشد، البتّه خدا به همه چيز دانا و از همه ي اسرار خلق آگاه است.) (سوره ي نساء ، آيه ي 35)

طلاق از ديدگاه مسيحيت:

مذاهب سه گانه ي کاتوليک، ارتدوکس و پروتستان که اکثريت قريب به اتفاق پيروان دين مسيح از اين سه مذهب خارج نيستند، ديد خاصي در اين مسأله ي مهم خانوادگي دارند.

مذهب کاتوليک طلاق را به طور جزم حرام مي داند و تحت هيچ عنواني حتّي در صورت خيانت زن و شوهر پيوند زناشويي را قابل انحلال نمي داند و تنها راهي را که اصحاب کليسا در صورت خيانت در پيمان زناشويي پيشنهاد مي کند، اين است که مي تواند «تفرقه ي جسماني» بين آن دو برقرار شود يعني جدا از يکديگر زندگي کنند و آن دو از قيام به واجبات زوجيت مورد عفو قرار مي گيرند، در حاليکه قانوناً زن و شوهر باشند و آثار زوجيت بر آن دو بار است، مثلاً زن نمي تواند با مرد ديگري ازدواج کند و نيز مرد با زن ديگر نمي تواند عقد ازدواج ببندد زيرا مسيحيت تعدد همسر را به هيچ عنواني قانوني نمي داند!

امّا دو مذهب ارتدوکس و پروتستان طلاق را در موارد نادري جايز مي دانند از جمله خيانت در زناشويي و لکن بعد از وقوع طلاق زن و شوهر هر دو از ازدواج حتّي با افراد بيگانه محروم مي باشند!

امّا جواز طلاق در صورت خيانت مستند است. حتّي اين دو مذهب پا را فراتر گذاشته، مرد طلاق دهنده و زن طلاق گيرنده را از ازدواج مجدّد با زن و مرد ديگري ممنوع مي سازد. (همانجا، صص 16-17).

 

تاريخچه ي طلاق:

تاريخچه ي طلاق به تاريخچه ي ازدواج برمي گردد، به همان علّت که بشر بنا به خواست طبيعي خود پيوند ازدواج مي بندد تا در کانون گرم خانواده و در کنار همسر خود به سکون و آرامش برسد، به همانگونه هم ممکن است که بنا به دلايلي از ادامه ي زندگي خودداري کرده، طلاق را بپذيرد. «ولتر» مي گويد: طلاق و ازدواج در يک زمان در عالم پديد آمده، قدر مسلّم اين است که طلاق در بسياري از اديان الهي و غيرالهي پيش از اسلام هم وجود داشته است. (الجمري, ص 156).

پيشينه ي تحقيق:

1- موضوع: علل طلاق و پيامدهاي آن و آسيب شناسي اجتماعي

تهيه و تنظيم: سيدعلي محمدي

روش تحقيق: ميداني

نتايج: در بين موارد مراجعه کننده براي طلاق 63% افراد به علّت ناسازگاري اختلافي و رفتاري، 27% به علّت دخالت بي جاي بستگان، 20% به علّت تنفّر از همسر، 18% به علّت اعتياد همسرانشان طلاق گرفته اند. در اين تحقيق به پيامدهاي طلاق، علل طلاق، علّت افزايش طلاق نرخ طلاق در عصر حاضر و قوانين مدني درباره ي طلاق اشاره شده است.

2- موضوع: پژوهشي در شکل اجتماعي طلاق    تهيه و تنظيم: مجيد پايدار، اکبر آقاجانيان    روش تحقيقي: ميداني

نتايج: اين تحقيق نشانگر آن است که توسعه ي شهرنشيني با افزايش طلاق رابطه ي مستقيم دارد و در شهرها از ميان چهار تا پنج ازدواج يکي از آنها به طلاق منجر مي شود و عواملي همچون نبودن موانع سنّتي در شهرها، کاهش روابط احساسي و عاطفي، افزايش تحصيلات به ويژه براي  زنان و فراهم بودن امکانات اشتغال براي مرد و زن باعث مي شوند نرخ طلاق در شهرستان ها بيشتر از مناطق ديگر شود، البتّه برخي از اين عوامل مذکور که باعث افزايش نرخ طلاق مي شوند در شهرها قطعي هستند و شدّت و ضعف دارند.

3- موضوع: بررسي تأثير منزلت اجتماعي، اقتصادي زوجين در بروز طلاق:

تهيه و تنظيم: مژگان صادق پور

روش تحقيق: ميداني

نتايج: در اين تحقيق از 40 نفر افراد مطلقه اي که پرسشنامه در مورد آنها تنظيم شده است تعداد 28 نفر زن و 12 نفر مرد مي باشند. 34 نفر زير 35سال و 6 نفر بالاي 40 سال سن دارند که حدود 15% جمعيت مذکور را شامل مي شوند، اين تحقيق نشان مي دهد که هرچه تحصيلات بالاتر باشد امکان طلاق کم مي باشد و هم چنين هر چه خانواده ها درآمد کافي و داراي روابط عاطفي و شغل مناسب باشند ميزان طلاق کم مي باشد.

هم چنين در اين تحقيق نتيجه گيري مي شود که توسعه ي شهرنشيني با افزايش طلاق را بطه ي مستقيم دارد و ميزان طلاق در شهرها بيشتر از روستاهاست.

4- موضوع: بررسي علل طلاق از ديدگاه محققين

تهيه و تنظيم: حسام الدين باقري، رضا صداقت پور

روش تحقيق: ميداني و کتابخانه اي      نتايج: در اين تحقيق اينگونه نتيجه گيري مي شود که حدود 48% علّت طلاق مسأله ي نازايي يکي از زوجين بوده است و هم چنين بيشتر طلاق ها به علّت ازدواج در سنين پايين بوده است.

5- موضوع: پژوهش در تأثير معنويت در بروز طلاق در شهر مشهد     تهيه و تنظيم: محمّد رضا فتح آبادي    روش تحقيق: ميداني و کتابخانه اي

نتايج: در اين تحقيق اينگونه نتيجه گيري مي شود که بين رعايت مراسم و آداب مذهبي و طلاق رابطه ي معني داري وجود دارد و با فاصله گرفتن جامعه از معنويت ميزان طلاق نيز افزايش مي يابد.

نتيجه:

با توجّه به تحقيقاتي که در زمينه ي طلاق قبلاً صورت گرفته علّت اصلي بيشتر طلاق هاي اتفاق افتاده به علّت نداشتنم درآمد کافي، نداشتن تحصيلات، مسأله ي نازايي يکي از طرفين، و پايين بودن سن افراد مي باشد که لزوم توجّه به اين عوامل مهم مي باشد و براي از بين بردن اين مسأله بايد اقدامات اساسي صورت گيرد


 


فرضيه هاي تحقيق

1- كساني كه اختلاف سني زياد در هنگام ازدواج دارند بيشتر به طلاق روي مي آورند.

2- كساني كه از نظر اقتصادي وضعيت مطلوبي ندارند، بيشتر به طلاق روي مي آورند.

3- سلامت رواني در دانش آموزان طلاق كمتر از دانش آموزان عادي است.

مفاهيم و متغيرها

خانواده: نخستين واحد زندگي اجتماعي و اساسي ترين نهاد جامعه است.

ازدواج: به رابطه اي قانوني، عرفي يا ديني گفته مي شود كه مرد و زن براي شركت دائم يا موقت در زندگي به هم پيوند مي دهد.

طلاق: در لغت به معناي رهايي و رها كردن و در اصطلاح شرع به مفهوم فتح قرارداد ازدواج يا پاره نمودن رشته ي پيوند زناشويي است.

شغل: عبارت است از يك رشته وظايف و مسئوليت هايي كه از طرف سازمان و مقام صلاحيت دار بر اساس مقررّات خاص همان سازمان به يك نفر شاغل محوّل مي شود.

بيكار: به فردي گفته مي شود كه مشغول انجام هيچ قضيه اي در هيچ سازماني نمي باشد.

بي سواد: فردي كه توانايي خواندن و نوشتن ندارد.

مفهوم بهداشت رواني

Mental healt : فرهنگ روانپزشكي كمپل اين اصطلاح را در احساس رضايت بهبود رواني و تطابق كافي اجتماعي با موازين مورد قبول هر جامعه تعريف كرده است.پورافكاري 1373)

اما براي اين اصطلاح از سوي صاحب نظران تعاريف ارائه شده است بطور مثال:

كارل منينجر[1]: سلامت روان را سازش فرد با جهان اطرافش با حداكثر امكان به طوري كه باعث شادي و برداشت مفيد و مؤثر گردد، تعريف مي كند.

واستون[2]: رفتارهاي عادي را كه از سوي افراد عادي سر مي زند را نشانه اي از بهداشت رواني  مي داند.

كينز برگ[3]: سلامت روان را تسلط و مهارت در ارتباط صحيح با محيط به ويژه در سه فضاي مهم زندگي، عشق ، كار و تفريح مي داند. به نظر وي استعداد يافتن در ادامه كار، داشتن محيط خانوادگي خردسند، فرار از مسائلي كه با قانون درگيري دارد، لذت بردن از زندگي و استفاده درست از فرصتها ملاك تعادل و سلامت روان است. ميلاني فر 1370)

روش تحقيق:

تحقيق حاضر از لحاظ روش گردآوري اطلاعات در رده ي تحقيقات كتابخانه اي و مشاهده اي قرار مي گيرد. لازم به ذكر است كه براي كسب اطلاعات لازم ناگزير از مراجعه به كتابخانه هاي مختلف دانشگاهي و غيردانشگاهي، دادگاه خانواده، مراجعه به افراد تحت مطالعه به صورت ميداني و بهره گيري از پرسشنامه است.

نحوه ي انجام كار:

- تحقيقات از افراد و خويشان طلاق گرفته ها

- مصاحبه و بهره گيري از پرسشنامه جهت كسب اطلاعات ضروري

- استفاده از كتابخانه و بهره گيري از مطالب مورد نياز از كتابهاي مختلف حقوق مدني.

جامعه ي آماري:

هر يك از زوج هاي طلاق گرفته اعم از مرد يا زن در شش ماهه ي اول سال 1389

جمعيت نمونه و شيوه ي نمونه گيري:

روش مورد استفاده در اين تحقيق روش نمونه گيري تصادفي ساده است و حجم نمونه مورد نظر در اين تحقيق 60 نفر مي باشد.

فصل 4- تجزيه و تحليل داده ها، نمودارها و جداول

جدول شماره 1- توزيع فراواني بر حسب سن پاسخگويان

  

Fi

niي

xi-xi

46%

27

29-20

27%

16

39-30

15%

10

49-40

12%

7

60-50

100%

60

جمع

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

توزيع فراواني بر حسب سن پاسخگويان

    

 

 

 

 

 

 

 

 

بنا به اطلاعات به دست آمده از جدول شماره ي يك و شكل نموداري آن در حدود سن طلاق گرفته ها نشان دهنده ي اين مطلب است كه بيشترين طلاقها بين سنين 29-20 و كمترين آنها بين 60-50 سال سن دارند. با توجه به موضوع تحقيق افرادي كه سن كمتري دارند بيشتر مورد طلاق واقع شده اند.

Fi

niي

xi-xi

48%

28

29-20

26%

15

39-30

20%

12

49-40

06%

5

60-50

100%

60

جمع

 

 

 توزيع فراواني بر حسب سن همسر پاسخگويان

 

 

 

 

 

 

 

 

  

توزيع فراواني بر حسب سن همسر پاسخگويان

 

 

 

 

 

 

 

 

33% يعني بيشترين افراد طلاق گرفته بر اساس اطلاعات به دست آمده سنين 39-30 را تشكيل مي دهد و كمترين افراد در سنين 60-50 سال سن دارند.

توزيع فراواني بر حسب سلامت روان دانش آموزان عادي و طلاق؟

                      

  

Fi

niي

xi-xi

85%

51

دانش آموزان عادي

15%

9

دانش آموزان طلاق

100%

60

جمع

 

 

 

 

 

 

 

 

 

نمودار شماره ي 9: توزيع فراواني بر حسب سلامت روان دانش آموزان عادي و طلاق ؟

    

 

 

 

 

 

 

 

 

 

همانگونه كه در جدول مشاهده مي كنيم 85% از افراد اظهار داشته اندسلامت روان دانش آموزان عادي بالا است . 15% از افراد هم اظهار داشته اند كه دانش آموزان طلاق سلامت روان پاييني دارند.

 متغيرسن با ميزان تحصيلات

                                  سن به سال

تحصيلات و سلامت روان

29-20

39-30

49-40

60-50

جمع

ابتدايي تا سيكل

2

2

3

2

9

ديپلم و بالاتر

12

6

4

3

25

سلامت رواني دانش آموزان طلاق

10

7

3

2

22

سلامت رواني دانش آموزان طلاق

3

1

0

0

4

-

27

16

10

7

60

              

              

               

                 

فرض H0 غيرقابل قبول است.

فرض H1 قابل قبول است.

d.F=(K-1)(L-1) (درجه ي آزادي)

d.F=(4-1)(4-1)

d.F= 9 = X2 (9 , %5) = 16/92

X2 = 118/36 > X2t = 16/92

 

نتيجه گيري:

در پي تحقيق انجام شده در زمينه ي «عوامل موثر بر طلاق»، اطلاعات به دست آمده از تعداد 60 نفر مطلقه اي كه پرسشنامه اي را در مورد آنها تنظيم كرده ايم به شرح زير تنظيم و طبقه بندي شده است.

با توجّه به يافته هاي جدول شماره 1 در خصوص سطح تحصيلات و سن در امر طلاق تأثير بسزايي دارد كه چنانچه تحصيلات و سن فرد مورد نظر كم باشد، حتماً ازدواج بعد از مدّتي منجر به طلاق خواهد شد وليكن چنانچه فرد به سن قانوني اعلام شده از طرف مراجع قانوني رسيده باشد و از لحاظ سواد و تحصيلات در سطح متوسط يا بالاتر باشد امكان طلاق به طرز چشمگيري كم مي شود. در جامعه ي آماري، افراد جوان 29-20 سال حدود 33% جمعيت را تشكيل مي دهند. در ديگر تحقيقات صورت گرفته اين نتيجه را تأييد مي كند. سن همسر با ميزان تحصيلات همسر در ميزان طلاق تأثير بسزايي داشته كه با توجه به جدول 1 سن طلاق گرفته زير 40 سال و از نظر تحصيلات در سطح پاييني قرار دارند. در تبيين جدول سوم در مورد محل تولد و تعداد فرزند رابطه اي نزديك وجود دارد كه در روستا زندگي مي كند. با توجه به فرهنگ روستا و نياز نيروي كار در روستا طبيعتاً تعداد فرزندان آمار بيشتري به خود اختصاص مي دهد ولي در شهر به دليل شهرنشيني و پاره اي مشكلات اقتصادي و سكونتي اين آمار به چشمگيري پايين مي آيد و كمي فرزند در شهر اين امكان را متأسفانه به شهري ها مي دهد كه خيلي ساده تر و زودتر به طلاق تن بدهند و با توجه به آمار جدول شماره ي 5 توزيع فراواني و آمار طلاق در روستا كمتر (15%) و در شهر بيشتر (48%) مي باشد. نتايج به دست آمده در جدول شماره ي 4 حاكي از آن است كه رابطه ي خانوادگي با نحوه ي آشناشدن زوجين ارتباط تنگاتنگي دارد. لذا در اين مورد بايستي جوانان ما به سادگي از اين مسئله نگذرند و فقط به مسائل ابتدايي اكتفا نمايند. با ايجاد رابطه ي خانوادگي با زوج مورد نظر رفت و آمدها مي توان تصميم درست و عاقلانه اي گرفت كه پس از ازدواج دچار بحران نگرديد. در مورد ميزان درآمد با وضعيت مسكوني زوجين كه اين هم بي ارتباط به هم نيست و شايد مهمترين مسأله در امر طلاق باشد كه بسيار خانواده هايي به خاطر نداشتن منزل مسكوني و كمبود بودجه ي مالي دچار بحران شده و نهايتاً منجر به طلاق شده اند. ضمناً ميزان درآمد با شغل همسر ارتباط دارد كه اگر چنانچه زوجين شاغل باشند هرچند اجاره نشين باشند باز هم مشكلات كمتري دارند نسبت به كسي كه فقط مرد خانواده شاغل است و زن خانه دار.

يادآوري مي شود كه در كليه ي جداول دو بعدي به دست آمده در موارد مختلف با استفاده از روش آماري X2 استخراج شده، فرض H1 مورد تأييد واقع شده اند و با 5% خطا و 95% اطمينان قابل قبولند كه رابطه اي بين (سن و تحصيل، محل تولد و تعداد فرزند، رابطه ي خانوادگي و نحوه ي آشنا شدن، ميزان درآمد و وضعيت مسكن) وجود دارد كه با بررسي و بها دادن دستگاه هاي ذيصلاح به موارد ياد شده اميد است جوانان ما بخصوص در شهر نيشابور زندگي خوبي را شروع كنند و هيچگاه دچار بحران و از هم گسيختگي زندگي زناشويي نشوند.

به همان نسبت كه جوامع متمدن ماشيني مي شوند و روز به روز پيشرفت آنها در زمينه ي علوم و تكنولوژي افزوده مي شود ميزان اختلافات در ميان خانواده ها افزايش مي يابد متأسفانه آمار طلاق بالا مي رود.

عوامل متعددّي در نابساماني هاي خانواده ها دخيلند كه در اين تحقيق ارائه شده است. اميد است با بررسي مشكلاتي كه در اين تحقيق به آنها اشاره شده است و هم چنين پيگيري مسئولان و دادن آگاهي و راه و رسم زندگي زناشويي به دختران و پسران ما در سطح مدارس به عنوان يك واحد درسي اين معضل جامعه ي ما از بين برود و روزي برسد كه شاهد چشمگير آمار طلاق در سطح جامعه ي خود باشيم.

پيشنهادات:

1- ايجاد مراكز و كانون هايي براي آموزش و هدايت زوج هاي جوان قبل از ازدواج.

2- لزوم برنامه ريزي صحيح و اصولي مسئولين در


پرداخت اینترنتی - دانلود سریع - اطمینان از خرید

پرداخت هزینه و دریافت فایل

مبلغ قابل پرداخت 11,000 تومان
نمایش لینک دانلود پس از پرداخت هزینه
ایمیل
موبایل
کمک به هزینه درمان بیماران سرطانی

درصورتیکه برای خرید اینترنتی نیاز به راهنمایی دارید اینجا کلیک کنید


فایل هایی که پس از پرداخت می توانید دانلود کنید

نام فایلحجم فایل
50-file-word3_884482_8056.zip6 MB